بديع الزمان فروزانفر
819
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
مىگفت ، اين ثبات ، خشم قريش را بر انگيخت چنان كه در گرمگاه روز او را بر روى سنگهاى افروخته مىانداختند و سنگ آسيايى بر روى سينهاش مىنهادند با اين شكنجه سخت هم ، بلال ثابت قدم بود ، سرانجام ريسمانى در گردنش مىافكندند و بدست اطفالش مىسپردند تا او را در درهى مكه مانند ديوانگان مىگردانيدند و آزار مىدادند و مسخره مىكردند ، وقتى ابو بكر او را خريد و آزاد كرد وى از دست آنها خلاص شد . بلال اولين كسى است كه اذان گفت ، او در روز عيد و وقتى كه پيمبر ( ص ) براى استسقا بيرون مىرفت پيشا پيش پيغمبر با عصايى بلند داراى نوك آهنين ، حركت مىكرد ، اين عصا را به عربى ( عنزه ) مىگفتند . بنا به اكثر روايات ، وى پس از وفات پيمبر ( صم ) اذان نگفت و بشام هجرت گزيد و در دمشق بسال ( 20 ) از هجرت وفات يافت و در اين هنگام شصت و چند ساله بود . طبقات ابن سعد ، طبع بيروت ، ج 1 ، ص 386 - 385 ، الإستيعاب ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 1 ، ص 60 - 59 ، اسد الغابه ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 209 - 206 ، حليه الاولياء ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 151 - 147 ، صفه الصفوة ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 1 ، ص 174 - 171 ، سفينه البحار ، در ذيل : بلل . سلسلت : چنين است در نسخه موزهى قونيه ، بكسر سين ( حرف اول و سوم ) در اين صورت ، ممكن است مخفف ( سلسلهات ) فرض شود يعنى بدين اذان ، بانگ زنجير شوق را بلند كن . شايد هم كه حكايت صوت خاص بلال باشد ، توجيه يوسف بن احمد مولوى مناسب فرض نخستين است ، چاپ ليدن ، بفتح سين در اول و سوم حرف ، شكل شده است ، بسيارى از شارحان مثنوى نيز چنين خواندهاند ، سلسال و سلسل ، آب شيرين و خوشگوار است . شب تعريس : مطابق روايات اسلامى ، حضرت رسول اكرم ( ص )